در مجموعه یادداشتهای «ادبیات جنگ» تلاش داریم به سراغ آثاری برویم که تجربه جنگ را از منظر تجربههای انسانی روایت کردهاند؛ کتابهایی که فراتر از تاریخنگاری و روایت عملیاتهای نظامی، به زندگی روزمره، رنجها، امیدها و مقاومت مردمانی پرداختهاند که جنگ را با تمام وجود زیستهاند. در هر یادداشت، یکی از آثار شاخص این حوزه را مرور و بررسی میکنیم تا ببینیم ادبیات چگونه توانسته حافظه جنگ را ثبت کند و تصویری انسانی از یکی از مهمترین دورههای تاریخ معاصر ایران ارائه دهد. نخستین یادداشت این مجموعه به کتاب «دا» اختصاص دارد؛ روایتی ماندگار از روزهای مقاومت خرمشهر و زندگی در دل بحران. این کتاب یکی از پرفروشترین آثار دفاع مقدس است که تا کنون 161 بار تجدید چاپ شده و شمارگان آن از 5 میلیون نسخه عبور کرده است.
جنگ، اگرچه در روایتهای رسمی اغلب با نقشهها، عملیاتها و آمارها شناخته میشود، اما در تجربه زیسته انسانها چیزی کاملاً متفاوت است. جنگ، پیش از آنکه یک «رخداد نظامی» باشد، یک «اختلال در زندگی روزمره» است؛ اختلالی که ناگهان وارد خانهها میشود، در خیابانها قدم میزند و در حافظه آدمها جا خوش میکند. کتاب «دا» نوشته سیده اعظم حسینی دقیقاً از همین نقطه آغاز میکند؛ از جایی که جنگ هنوز یک مفهوم انتزاعی نیست، بلکه در کوچههای خرمشهر نفس میکشد و در زندگی روزمره مردم جریان دارد. این کتاب بر پایه روایت سیده زهرا حسینی شکل گرفته است؛ دختری ۱۷ ساله که در روزهای آغازین جنگ، وقایع را نه از پشت جبهه یا اتاقهای فرماندهی، بلکه از دل خیابانها و خانههای خرمشهر تجربه میکند. او نزدیک به دو دهه این خاطرات را ناگفته نگه داشت و زمانی که به بازگویی آنها پرداخت، از تجربهها و جزئیاتی سخن گفت که کمتر در روایتهای رسمی جنگ مجال ظهور یافته بودند.
«دا» را اگر صرفاً یک خاطرهنگاری بدانیم، بخش مهمی از ظرفیت آن را نادیده گرفتهایم. این کتاب، در لایهای عمیقتر، تلاش میکند جنگ را از سطح تاریخ رسمی پایین بیاورد و آن را به تجربهای انسانی و زیسته تبدیل کند. در این روایت، خرمشهر فقط یک شهر نیست؛ بلکه به یک «شخصیت زنده» تبدیل میشود. شهری که نفس میکشد، زخمی میشود، مقاومت میکند و در نهایت در حافظه یک ملت ثبت میشود. این نگاه، یکی از مهمترین ویژگیهای «دا» است؛ شهری که در متن جنگ قرار دارد، اما صرفاً پسزمینه رویدادها نیست، بلکه خود بخشی از روایت است.
یکی از وجوه قابل تأمل در این کتاب، حضور پررنگ «زن» در دل بحران است. برخلاف بسیاری از روایتهای جنگی که زنان را در حاشیه تصویر میکنند، در «دا» زن در مرکز تجربه قرار دارد. او نه فقط شاهد جنگ، بلکه بخشی از کنش انسانی در دل آن است. این حضور، تصویر کلیشهای از جنگ را دگرگون میکند؛ جنگ دیگر صرفاً میدان نبرد مردان نیست، بلکه عرصهای است که در آن، زندگی روزمره زنان نیز در معرض فروپاشی یا مقاومت قرار میگیرد. در اینجا زن نه در حاشیه تاریخ، بلکه در متن آن ایستاده است.
یکی از نکات مهم در تحلیل «دا»، توجه به مسئله «حافظه» است. این کتاب تنها مجموعهای از خاطرات فردی نیست، بلکه تلاشی برای ثبت حافظه جمعی یک شهر و یک دوره تاریخی است. حافظهای که از طریق روایت شفاهی منتقل شده و سپس در قالب متن تثبیت شده است. همین ویژگی باعث میشود «دا» فراتر از یک تجربه شخصی، به یک سند فرهنگی تبدیل شود؛ سندی که نشان میدهد چگونه یک جامعه، تجربه جنگ را در ذهن خود نگه میدارد و بازتولید میکند.
در این میان، جنگ در «دا» بیش از آنکه مجموعهای از نبردهای نظامی باشد، نوعی «فروپاشی تدریجی زندگی روزمره» است. زندگیای که پیش از جنگ، بر مدار عادتها، روابط انسانی و نظمهای ساده اجتماعی جریان دارد، بهتدریج دچار گسست میشود. خیابانها دیگر همان خیابانهای پیشین نیستند، صداها تغییر میکنند و حتی مفهوم «خانه» نیز معنای دیگری پیدا میکند. این فروپاشی آرام، شاید یکی از مهمترین وجوه جنگ باشد که در روایتهای رسمی کمتر دیده میشود، اما در «دا» با جزئیات انسانی بازتاب پیدا کرده است.
نکته مهم دیگر، نحوه مواجهه انسانها با این فروپاشی است. در «دا»، مقاومت نه یک مفهوم صرفاً نظامی، بلکه یک رفتار روزمره است. ادامه دادن زندگی در دل ناامنی، مراقبت از دیگران و حفظ حداقلهای انسانی در شرایط بحرانی، خود نوعی مقاومت محسوب میشود. این نگاه، جنگ را از سطح قهرمانسازیهای معمول خارج میکند و آن را به سطح انتخابهای کوچک اما حیاتی انسانها میبرد.
از این منظر، «دا» را میتوان روایتی از «زندگی در وضعیت اضطرار» دانست؛ وضعیتی که در آن مرز میان ترس و امید فرو میریزد و انسان ناچار است در همان لحظههای پرتنش، برای ادامه زندگی تصمیم بگیرد. این تصمیمها شاید در مقیاس تاریخ بزرگ نباشند، اما در مقیاس تجربه انسانی، بسیار تعیین کنندهاند.
در کنار این مسائل، کتاب «دا» تصویری متفاوت از مفهوم مرگ نیز ارائه میدهد. در شرایط جنگی، مرگ دیگر رویدادی استثنایی نیست، بلکه به بخشی از واقعیت روزمره تبدیل میشود. شخصیتهای کتاب ناگزیرند هر روز با فقدان عزیزان، همسایگان و دوستان خود روبرو شوند. اما آنچه اهمیت دارد، نحوه مواجهه روایت با این فقدانهاست. مرگ در «دا» نه ابزاری برای ایجاد احساسات اغراقآمیز، بلکه بخشی از تجربه زیسته مردمی است که ناچارند در سایه آن به زندگی ادامه دهند. همین نگاه واقعگرایانه است که تأثیر عاطفی کتاب را دوچندان میکند.
از سوی دیگر، یکی از عوامل موفقیت «دا» در جذب مخاطبان گسترده، توجه آن به جزئیات است. روایت از خلال جزئیات کوچک شکل میگیرد؛ از توصیف خیابانها و خانهها گرفته تا صداها، بوها و واکنشهای آدمها در شرایط بحرانی. این جزئیات باعث میشوند خواننده نه صرفاً ناظر یک روایت تاریخی، بلکه شریک تجربهای انسانی باشد. بسیاری از آثار جنگی درباره نبردها سخن میگویند، اما «دا» درباره انسانهایی سخن میگوید که در دل آن نبردها زندگی میکنند.
زبان کتاب نیز در این میان نقشی تعیینکننده دارد. روایت صمیمی و بیواسطه اثر باعث میشود فاصله میان راوی و مخاطب از بین برود. خواننده احساس نمیکند با یک گزارش رسمی یا متنی تاریخی روبرو است، بلکه گویی پای صحبت فردی نشسته که بخشی از زندگی خود را برای او بازگو میکند. همین سادگی و صداقت در روایت، یکی از مهمترین دلایل ماندگاری کتاب است.
از منظر ادبیات جنگ نیز «دا» جایگاه ویژهای دارد. این اثر در دورهای منتشر شد که بخش عمدهای از روایتهای جنگ ایران هنوز بر عملیاتها، فرماندهان و حوادث نظامی متمرکز بودند. «دا» نگاه را به سوی مردم عادی معطوف کرد؛ مردمی که اگرچه در خط مقدم نبرد حضور نداشتند، اما بار اصلی جنگ را بر دوش میکشیدند. به همین دلیل، این کتاب را میتوان یکی از مهمترین نمونههای روایت مردمی از جنگ در ادبیات معاصر ایران دانست.
اهمیت دیگر این کتاب در آن است که نشان میدهد جنگ چگونه در حافظه یک شهر حک میشود. خرمشهر در «دا» تنها یک جغرافیا نیست، بلکه به یک حافظه زنده تبدیل میشود؛ حافظهای که در آن، صداها، چهرهها، خیابانها و لحظهها هنوز حضور دارند. این حضور، باعث میشود خواننده احساس کند با یک گذشته تمامشده روبرو نیست، بلکه با تجربهای مواجه است که هنوز در لایههای حافظه جمعی جاری است.
در نهایت، «دا» را میتوان تلاشی برای بازتعریف نسبت انسان با جنگ دانست. این کتاب نشان میدهد که جنگ فقط در جبههها رخ نمیدهد، بلکه در خانهها، در خیابانها و در ذهن انسانها نیز جریان دارد. جنگ، در این روایت، نه یک رویداد بیرونی، بلکه تجربهای درونی و زیسته است؛ تجربهای که در آن ترس و مقاومت، همزمان در یک خانه نفس میکشند.
از این منظر، «دا» نه فقط روایتی از گذشته، بلکه تلاشی برای فهم امروز نیز هست؛ فهم اینکه چگونه یک جامعه، در دل بحران، همچنان به زندگی ادامه میدهد و چگونه حافظه میتواند تجربههای تلخ را به بخشی از هویت جمعی تبدیل کند. اصلاً راز ماندگاری این کتاب نیز در همین نکته نهفته است؛ اینکه جنگ را نه از منظر تاریخنویسان و فرماندهان، بلکه از زاویه چشم مردمی روایت میکند که زندگیشان ناگهان در میانه یک بحران بزرگ قرار گرفته است. «دا» در نهایت بیش از آنکه کتابی درباره جنگ باشد، کتابی درباره انسان است؛ انسانی که حتی در سختترین شرایط نیز راهی برای ادامه دادن پیدا میکند.
(به قلم سیاوش میرزایی برای وبسایت آیفیلم)
بیشتر بخوانید: